السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

140

سيره معصومان ( فارسي )

چون صفوف آراسته شد ، پرسيد : چه كسى لواى مشركان را حمل مىكند ؟ گفتند : فرزندان عبد الدار . پيغمبر فرمود : ما در وفادارى از آنان سزاوارتريم . لواى سپاه اسلام به دست على بن ابى طالب ( ع ) بود ، پيغمبر آن را از او گرفت و به مصعب بن عمير داد كه او نيز از بنى عبد الدار بود . چون مصعب كشته شد ، پيغمبر لوا را به دست على ( ع ) داد . شيخ مفيد گويد : « رايت رسول خدا ( ص ) در اين جنگ به دست امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) بود چنان كه در روز بدر هم به دست آن حضرت بود . سپس لوا هم به آن حضرت سپرده شد و بدين ترتيب على ( ع ) صاحب رايت و لوا شد . » چنان كه در مصباح المنير آمده است : رايت پرچم بزرگ و لوا كوچك‌تر از آن است . لواى سپاه پرچم سپاه باشد و آن جز رايت است . « 219 » به هنگام ذكر سيرهء امير المؤمنين ( ع ) دربارهء رايت و لوا توضيح بيشتر خواهد آمد . پيغمبر ( ص ) زير رايت انصار بايستاد . اين حركت ، حاكى از سياست و حسن تدبير و شناخت حق براى اهل حق است چنان كه پوشيده و پنهان نيست . طبرى گويد : پيامبر ( ص ) ، زبير را بر سوارگان بگمارد و در آن روز مقداد بن اسود كندى با او بود . حمزه با سپاه رو به روى آن حضرت خارج شد و خالد بن وليد به سمت سوارگان مشركان رفت و عكرمة بن ابى جهل با او بود . پس رسول خدا ( ص ) زبير را گسيل داشت و فرمود : خالد بن وليد را روياروى خويش بگير ، به موازات او باش ، تا تو را رخصت دهم و او را بر ديگر سوارگانى كه در سويى ديگر بودند فرماندهى داد و فرمود : از اينجا حركت مكن تا تو را رخصت دهم . اين نكته با آن خبر كه مىگويد : همراه رسول خدا جز دو اسب نبود منافات دارد . ابو سفيان به انصار پيغام داد كه ما را با پسر عمويمان واگذاريد . ما از شما صرف نظر مىكنيم ما را به جنگ شما نيازى نيست ، پس آن چه را كه او ناخوش مىدارد بر وى بازگردانيد . رسول خدا ( ص ) تيراندازان را پشت سپاه و در دهانهء دره ، بر كوهى كه همان جا بود ، گمارد . آنها پنجاه نفر بودند . پيغمبر ( ص ) عبد اللّه بن جبير را به فرماندهى آنان گماشت و فرمود : سوارگان دشمن را با انداختن تير از ما دور كنيد تا از پشت بر ما حمله نكنند زيرا سوارگان نمىتوانند در برابر تير پيش آيند . در همين جا بمان چه جنگ به سود ما شد و چه بر ضرر ما . تا زمانى كه شما در جاى خود مانده‌ايد ، ما پيروزيم . در روايت ديگرى آمده است : اگر ديديد كه ما غنيمت گرفتيم ، در جمع آن با ما مشاركت مجوييد . و اگر ديديد كه داريم كشته مىشويم ، به يارى ما مشتابيد . باز در روايت ديگرى آمده است : اگر ديديد كه ما آنها را هزيمت داديم و تا مكه به عقبشان برديم

--> ( 219 ) اين معنى با آن چه در قاموس و كتابهاى لغت ديگر آمده است . و بر مبناى آن رايت و لوا را يكى دانسته‌اند منافات ندارد . زيرا اين امر مبتنى بر عرف ميان لغويون است . ( مؤلف )